به گزارش وبسایت نمایشگاهچی، ایده تشکیل «ستادهای توسعه منطقهای» که اخیراً توسط وزارت اقتصاد مطرح شده، در نگاه نخست ممکن است مشابه دهها ساختار و کمیتهای به نظر برسد که طی سالهای گذشته برای سامان دادن به امور استانها ایجاد شده و سرنوشت بسیاری از آنها نیز در نهایت چندان تفاوتی در کیفیت توسعه ایجاد نکرده است. اما بررسی دقیقتر طرح جدید نشان میدهد هدف آن صرفاً تکرار مدلهای گذشته نیست، بلکه تلاش برای ایجاد یک نهاد میانی قدرتمند میان دولت مرکزی و استانهاست؛ نهادی که بتواند از یکسو سفره بوروکراسی طولانی را کوتاه کند و از سوی دیگر موتور هماهنگی و تخصیص هدفمند منابع در سطح محلی باشد.
در بسیاری از مناطق کشور، حتی طرحهای زیرساختی ساده – از ساخت یک جاده فرعی گرفته تا تجهیز یک مرکز آموزشی – ماهها و گاهی سالها میان دستگاههای مختلف گیر میکنند. وزارت اقتصاد با استناد به همین تجربه طولانی ناکارآمدی، پیشنهاد داده که ستادهای توسعه منطقهای به عنوان «مرکز ثقل تصمیمسازی استانی» شکل گیرند؛ مرکزی که نهتنها نقش هماهنگکننده داشته باشد، بلکه بتواند در قبال عملکرد دستگاهها نیز مسئولیتپذیر و پاسخگو باشد.
چرا استانها با وجود بودجه، نتیجه نمیگیرند؟
در بسیاری از تحلیلهای رسمی و پژوهشی، ریشه بخش مهمی از عقبماندگی توسعهای استانها نه در نبود منابع، بلکه در «عدم هماهنگی» تشخیص داده شده است. استانها دارای ظرفیتهای متنوعی هستند، اما دستگاههای متعدد و پراکنده – از صنعت و کشاورزی تا دامداری، محیط زیست، گردشگری، راه و شهرسازی، و حتی دستگاههایی با وظایف فرهنگی یا آموزشی – معمولاً بدون پیوند و یک نقشه مشترک عمل میکنند. نتیجه این میشود که بودجه دستگاهها در مسیری همافزا مصرف نمیشود و منابعی که میتوانستند یک پروژه محوری را به نتیجه برسانند، در دهها طرح کوچک و کماثر توزیع میشوند.
ستادهای توسعه منطقهای قصد دارند این گره را باز کنند. بر اساس توضیحات ارائهشده از سوی وزارت اقتصاد، این ستادها نقطهای خواهند بود که تصمیمگیری میان دستگاهها را بر اساس مزیتسنجی و تحلیل داده یکپارچه میکند. همین موضوع میتواند باعث شود استانها به جای اجرای دهها طرح پراکنده، چند پروژه کلیدی و اثرگذار را پیش ببرند.
تمرکززدایی واقعی، نه صوری؛ اختیارات اجرایی شرط موفقیت است
یکی از نقدهای رایج درباره سیاستهای منطقهای در ایران این است که بسیاری از ساختارهای استانی، تنها روی کاغذ صاحب اختیار هستند؛ اما در عمل بیشتر تصمیمها در سطح ملی اتخاذ میشود. همین موضوع موجب میشود که استانها نتوانند از ظرفیتهای محیطی خود استفاده کنند. طرح ستادهای توسعه منطقهای میکوشد این وضعیت را تغییر دهد. وزارت اقتصاد اعلام کرده است که ستادها باید اختیار واقعی داشته باشند؛ اختیاری که بتواند دستگاههای استانی را ملزم کند، طرحها را اولویتبندی کند، و در صورت لزوم در تخصیص منابع تجدیدنظر نماید.
این اختیارات نهتنها برای اجرای طرحها مهم است، بلکه برای جلب اعتماد بخش خصوصی نیز حیاتی محسوب میشود. سرمایهگذاران همواره تأکید داشتهاند که بزرگترین مانع ورود به پروژههای استانی، نبود یک مرجع واحد و متولی مشخص است. وجود ستادی که بتواند مسیر اخذ مجوزها و هماهنگیهای بیندستگاهی را کوتاه کند، عملاً ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهد و زمان اجرای پروژه را پیشبینیپذیر میکند.
منابع مالی؛ پیشنیاز توسعه همهجانبه
هیچ طرح توسعهای با ساختار اداری صرف به نتیجه نمیرسد. موتور اصلی توسعه، منابع مالی و نحوه تخصیص آن است. مرکز پژوهشهای مجلس طی سالهای اخیر در گزارشهای متعدد، یکی از ریشههای نابرابری استانها را «پراکندگی تخصیص بودجه» و «اولویتگذاری غیردقیق» معرفی کرده است. وزارت اقتصاد معتقد است که ستادهای توسعه منطقهای باید مرکز اصلی برنامهریزی مالی در استانها باشند.
بهجای اینکه بودجه هر دستگاه بهصورت مجزا و بدون هماهنگی مصرف شود، ستادهای توسعه میتوانند پروژههای
