نمایشگاهچی
نمایشگاهچی
معماری جدید توسعه محلی؛ از سیاست‌های کلی تا اقدام عملی

معماری جدید توسعه محلی؛ از سیاست‌های کلی تا اقدام عملی

به گزارش وبسایت مهر نیوز، طرح ایجاد ستادهای توسعه منطقه‌ای در استان‌ها به‌عنوان یکی از برنامه‌های جدید وزارت اقتصاد، در روزهای اخیر به‌طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است. این طرح، که به دنبال بازطراحی مسیر توسعه استان‌ها و انتقال اختیارات تصمیم‌سازی از سطح ملی به سطوح استانی است، می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات ساختاری در نظام برنامه‌ریزی کشور باشد.

در ایران، طی دهه‌های گذشته طرح‌های متعددی برای توسعه منطقه‌ای ارائه شده، اما در اغلب موارد نتیجه مطلوبی نداشته است. دلیل اصلی این ناکامی‌ها، ضعف هماهنگی، بروکراسی سنگین، نبود اختیارات کافی برای مدیریت‌های محلی، و فاصله میان سیاستگذاری در پایتخت و واقعیت‌های محلی بوده است. ستادهای توسعه منطقه‌ای قرار است این فاصله را کم کرده و مسیر تازه‌ای برای برنامه‌ریزی ایجاد کنند؛ مسیری که در آن استان‌ها نقش فعال‌تری در تعیین اولویت‌های توسعه‌ای داشته باشند.

این ستادها، که در هر استان شکل خواهند گرفت، به‌عنوان یک ساختار تحلیلی-اجرایی عمل می‌کنند؛ ساختاری که باید ظرفیت‌های اقتصادی، زیرساختی، اجتماعی و حتی فرهنگی استان را ارزیابی کرده و بر اساس آن مسیر توسعه را مشخص کند. علاوه بر آن، این ستادها مأموریت خواهند داشت تا موانع بوروکراتیک، خلأهای سرمایه‌گذاری و ناهماهنگی‌های نهادی را شناسایی کنند و با هماهنگی دستگاه‌های استانی، روند اجرایی پروژه‌ها را سرعت بخشند.

اما فراتر از ساختار اداری و مأموریتی، طرح ستادهای توسعه منطقه‌ای یک پیام روشن دارد: توسعه باید از پایین به بالا طراحی شود. این همان چیزی است که بسیاری از کارشناسان آن را کلید عبور از توسعه نامتوازن در ایران می‌دانند. در این مدل، هر استان بر اساس ظرفیت‌های خودش برنامه می‌نویسد، اولویت‌گذاری می‌کند و منابع را تخصیص می‌دهد. این رویکرد می‌تواند نه‌تنها به افزایش کارآمدی منجر شود، بلکه به عدالت منطقه‌ای نیز کمک کند؛ چرا که توجه به مناطق کمتر برخوردار در مرکز طرح قرار دارد.

محمدهادی فاضلی کارشناس مرکز پژوهش‌های مجلس و پژوهشگر حوزه حکمرانی توسعه، معتقد است که ستادهای توسعه منطقه‌ای اگر درست اجرا شوند می‌توانند یک تغییر پارادایم در مدل توسعه ایران ایجاد کنند. او تاکید می‌کند که ظرفیت‌های اقتصادی استان‌ها با یکدیگر تفاوت‌های گسترده دارند و ستادهای توسعه می‌توانند این شکاف میان واقعیت و سیاستگذاری را کاهش دهند.

فاضلی همچنین معتقد است که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد تمرکززدایی اقتصادی تنها زمانی نتیجه می‌دهد که سه مؤلفه اصلی هم‌زمان رعایت شود: اختیار، درآمد پایدار و شفافیت. اگر استان‌ها اختیاری برای تصمیم‌گیری نداشته باشند، اگر سهمی از درآمدهای محلی به خود استان‌ها نرسد و اگر شفافیت وجود نداشته باشد، ستادها تبدیل به یک ساختمان اداری جدید می‌شوند، نه یک موتور محرک توسعه.

او همچنین به اهمیت نقش بخش خصوصی اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر از ظرفیت اتاق‌های بازرگانی، بنگاه‌ها، سرمایه‌گذاران و افراد متخصص در هر استان استفاده نشود، ستادها به نقطه کور دیگری تبدیل می‌شوند. توسعه با مشارکت مردمی و بخش خصوصی اتفاق می‌افتد، نه صرفاً با دستور اداری.

فاضلی معتقد است که توسعه در ایران نامتوازن است و این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد. بخش زیادی از نابرابری‌های اقتصادی و حتی اجتماعی، ریشه در عدم توجه به مناطق کمتر برخوردار داشته است. اگر ستادهای توسعه بتوانند این اصل را رعایت کنند و بودجه‌های عمرانی و سرمایه‌ای را با اولویت مناطق محروم تخصیص دهند، می‌توان امیدوار بود که روند نابرابری کاهش یابد.

در کنار تحلیل کارشناسان، بررسی‌های میدانی و مطالعات ملی نیز نشان می‌دهد که اجرای درست این طرح چند مزیت مهم خواهد داشت. نخست آن‌که این مدل باعث افزایش سرعت تصمیم‌گیری می‌شود. بسیاری از پروژه‌ها در سال‌های گذشته به‌دلیل انتظار برای تصویب در سطوح ملی متوقف شده‌اند. وقتی ستادهای استانی بتوانند در همان استان تصمیم بگیرند، این تأخیرها به حداقل خواهد رسید.

دومین مزیت، هماهنگی نهادی است. در ایران، مشکل اصلی بسیاری از پروژه‌ها نه کمبود منابع، بلکه ن

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *