به گزارش وبسایت نمایشگاهچی، در حالی که نرخ ارز به محدوده ۱۶۰ هزار تومان رسیده است، برخی فعالان فروش ملک ادعا میکنند که مسکن بر مبنای دلار ۸۰ هزار تومانی معامله میشود و از این منظر «فرصت خرید» ایجاد شده است. این گروه با تأکید بر احتمال شکلگیری موج جدید قیمتی، خریداران را به ورود فوری به بازار ترغیب میکنند.
اما بررسیهای میدانی و اظهارات کارشناسان نشان میدهد که واقعیتهای بازار مسکن با این فضاسازیها فاصله معناداری دارد. به گفته تحلیلگران، بازار مسکن حتی پیش از وقوع جنگ ۱۲ روزه نیز در رکود بهسر میبرد و حدود دو سال کاهش محسوس معاملات را تجربه کرده بود؛ بهگونهای که اکنون سومین سال رکود این بازار در حال سپری شدن است.
در چنین شرایطی، نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی نه تنها انگیزه ورود سرمایههای جدید را کاهش داده، بلکه موجب تشدید خروج سرمایه از این بخش شده است. کارشناسان معتقدند در دورههای بیثباتی، سرمایهگذاران تمایل دارند منابع خود را به بازارهای نقدشوندهتر منتقل کنند تا در صورت بروز شوکهای جدید، امکان تصمیمگیری سریعتری داشته باشند.
بر اساس آمار میدانی فعالان بازار، در ماههای اخیر بیشترین حجم معاملات مربوط به واحدهای کوچک و متوسط، بهویژه در بازه متراژی ۵۰ تا ۷۵ مترمربع بوده است. این الگو نشان میدهد تقاضای مصرفی، آن هم در حد توان مالی خانوارها، موتور اصلی معاملات فعلی را تشکیل میدهد و خبری از تحرک جدی در واحدهای بزرگمتراژ یا لوکس نیست.
کاهش قدرت خرید، رشد هزینههای زندگی و محدودیت دسترسی به تسهیلات بانکی، دامنه انتخاب متقاضیان را به واحدهای کوچکتر محدود کرده است. افزایش هزینه ساخت و تورم مانع رونق شد.
گفته میشود در این راستا، منصور غیبی کارشناس بازار مسکن اظهار کرده است: مدتی است در فضای مجازی آگهیهایی منتشر میشود که مدعیاند با دلار ۱۶۰ هزار تومانی، قیمت دلاری مسکن هنوز پایین است و اکنون بهترین زمان خرید ملک است؛ حتی نمونههایی مانند فروش ویلای یک میلیارد تومانی در ورامین نیز با همین ادبیات تبلیغ میشود.
وی افزوده است: حوزه اقتصاد مسکن چسبندگی خود را به نرخ دلار از دست داده و دیگر نمیتوان رونق یا رکود بازار مسکن را صرفاً با قیمت ارز سنجید. از سال ۱۴۰۰ این چسبندگی تضعیف شده، اما برخی همچنان تلاش میکنند همان الگو را احیا کنند و به نوعی به طبل گرانی مسکن بکوبند که این رویکرد، هم تحلیل اشتباه است و هم مصرفکننده را دچار خطای تصمیمگیری میکند.
غیبی تأکید کرده است: اینکه گفته شود چون قیمت دلاری مسکن ۸۰ هزار تومان است باید دو برابر شود، تحلیل درستی نیست. نمیتوان گفت آپارتمان ۲۰۰ میلیونی باید ناگهان ۴۰۰ میلیون تومان شود. این مدل محاسبه دیگر مبنای علمی ندارد و القای جهش قریبالوقوع قیمتها، فضای سوداگری ایجاد میکند و مصرفکننده را سردرگم میسازد.
این کارشناس بازار مسکن افزوده است: بازار مسکن از بازارهای موازی مانند ارز و طلا بیتأثیر نیست، اما اثرپذیری آن مستقیم و آنی نیست. عملکرد بازار ملک بیشتر ترمیمی است و با تأخیر واکنش نشان میدهد. بنابراین پیوند زدن کامل قیمت مسکن به دلار، تحلیل دقیقی از وضعیت بازار مسکن ارائه نمیدهد.
منصور غیبی گفت: همواره تأکید ما این بوده که اگر فرد منابع مالی و اعتباری پایدار و مصوب دارد، خرید مسکن را به تعویق نیندازد. بازار ملک برای مصرفکننده، بازار سرمایهگذاری صرف نیست؛ مسکن سرپناه و سرمایه اعتباری و حیثیتی خانوار است و نمیتوان سود حاصل از افزایش قیمت آن را با منطق سرمایهگذاری کوتاهمدت سنجید.
غیبی یادآور شد: در ادبیات اقتصادی ایران، مسکن مصرفی با نگاه سوداگرانه قابل تحلیل نیست. اگر فردی خانهای خریده و ارزش آن افزایش یافته، این افزایش الزاما
